تبیین نقش تمایزیافتگی خود در پیش‌بینی کیفیت رابطه زناشویی با میانجی‌گری تحمل ابهام، تنظیم هیجان و مرزبندی خانوادگی

نویسندگان

  • مهسا کمالی گروه روان‌شناسی بالینی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران نویسنده مسئول
  • میلاد هاشمی گروه روان‌شناسی بالینی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران نویسنده
  • دریا جلالی گروه روان‌شناسی بالینی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران نویسنده

کلمات کلیدی:

تمایزیافتگی خود, کیفیت رابطه زناشویی, تحمل ابهام, تنظیم هیجان, مرزبندی خانوادگی, تحلیل مضمون.

چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر تبیین تجربه زیسته زوجین از نقش تمایزیافتگی خود در کیفیت رابطه زناشویی و شناسایی سازوکارهای میانجی تحمل ابهام، تنظیم هیجان و مرزبندی خانوادگی در این فرایند بود.

مواد و روش‌ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل ۲۴ فرد متأهل ساکن شهر تهران، شامل ۱۲ زن و ۱۲ مرد، بودند که به روش نمونه‌گیری هدفمند و با رعایت اصل بیشینه تنوع از نظر سن، مدت ازدواج، سطح تحصیلات و وضعیت اشتغال انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق گردآوری شد. فرایند مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت؛ اشباع اولیه در مصاحبه بیست‌ویکم حاصل شد و سه مصاحبه تکمیلی برای اطمینان از ثبات مقوله‌ها انجام گرفت. تحلیل داده‌ها با استفاده از مراحل شش‌گانه تحلیل مضمون و با کمک نرم‌افزار NVivo انجام شد. برای افزایش اعتبار یافته‌ها از بازبینی مشارکت‌کنندگان، مرور همتایان، یادداشت‌برداری تحلیلی، مسیر حسابرسی و مقایسه مستمر کدها استفاده شد.

یافته‌ها: تحلیل مصاحبه‌ها به استخراج چهار مقوله اصلی منجر شد: «حفظ خویشتن در عین پیوند عاطفی»، «تحمل ابهام به‌مثابه سپر شناختی در برابر تفسیرهای تهدیدآمیز»، «تنظیم هیجان به‌عنوان مسیر تبدیل تمایزیافتگی به گفت‌وگوی سازنده» و «مرزبندی خانوادگی به‌مثابه حفاظت از زیرمنظومه زوجی». مشارکت‌کنندگان دارای تمایزیافتگی بالاتر، تعارض‌های زناشویی را کمتر به معنای طرد، بی‌ارزشی یا پایان رابطه تفسیر می‌کردند و توان بیشتری برای حفظ آرامش، بیان نیازها، پذیرش تفاوت‌ها و جلوگیری از مداخله خانواده‌های مبدأ نشان می‌دادند.

نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد تمایزیافتگی خود، نه فقط یک ویژگی درون‌فردی، بلکه ظرفیتی رابطه‌ای برای مدیریت هم‌زمان صمیمیت و استقلال است. کیفیت رابطه زناشویی زمانی ارتقا می‌یابد که زوجین بتوانند ابهام‌های رابطه را تحمل کنند، هیجان‌های منفی را پیش از تبدیل شدن به رفتارهای مخرب تنظیم نمایند و مرزهای روشن اما انعطاف‌پذیری میان رابطه زوجی و خانواده‌های مبدأ برقرار سازند.

دانلودها

دسترسی به دانلود اطلاعات مقدور نیست.

مراجع

Bowen, M. (1978). Family therapy in clinical practice. Jason Aronson.

Braun, V., & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative Research in Psychology, 3(2), 77–101. https://doi.org/10.1191/1478088706qp063oa

Budner, S. (1962). Intolerance of ambiguity as a personality variable. Journal of Personality, 30(1), 29–50. https://doi.org/10.1111/j.1467-6494.1962.tb02303.x

Creswell, J. W., & Poth, C. N. (2018). Qualitative inquiry and research design: Choosing among five approaches (4th ed.). SAGE Publications.

Gross, J. J. (1998). The emerging field of emotion regulation: An integrative review. Review of General Psychology, 2(3), 271–299. https://doi.org/10.1037/1089-2680.2.3.271

Gross, J. J., & John, O. P. (2003). Individual differences in two emotion regulation processes: Implications for affect, relationships, and well-being. Journal of Personality and Social Psychology, 85(2), 348–362. https://doi.org/10.1037/0022-3514.85.2.348

Guest, G., Bunce, A., & Johnson, L. (2006). How many interviews are enough? An experiment with data saturation and variability. Field Methods, 18(1), 59–82. https://doi.org/10.1177/1525822X05279903

Kallio, H., Pietilä, A. M., Johnson, M., & Kangasniemi, M. (2016). Systematic methodological review: Developing a framework for a qualitative semi-structured interview guide. Journal of Advanced Nursing, 72(12), 2954–2965. https://doi.org/10.1111/jan.13031

Kerr, M. E., & Bowen, M. (1988). Family evaluation: An approach based on Bowen theory. W. W. Norton.

Lampis, J., Cataudella, S., Agus, M., Busonera, A., & Skowron, E. A. (2019). Differentiation of self and dyadic adjustment in couple relationships: A dyadic analysis using the actor-partner interdependence model. Family Process, 58(3), 698–715. https://doi.org/10.1111/famp.12370

Lincoln, Y. S., & Guba, E. G. (1985). Naturalistic inquiry. SAGE Publications.

McLain, D. L. (1993). The MSTAT-I: A new measure of an individual’s tolerance for ambiguity. Educational and Psychological Measurement, 53(1), 183–189. https://doi.org/10.1177/0013164493053001020

Minuchin, S. (1974). Families and family therapy. Harvard University Press.

Olson, D. H. (2000). Circumplex model of marital and family systems. Journal of Family Therapy, 22(2), 144–167. https://doi.org/10.1111/1467-6427.00144

Rodríguez-González, M., Bell, C. A., Crabtree, S. A., Chan, C. D., & Skowron, E. A. (2023). Differentiation of self and relationship attachment, quality, and stability: A path analysis of dyadic and longitudinal data from Spanish and U.S. couples. PLOS ONE, 18(3), e0282482. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0282482

Skowron, E. A., & Dendy, A. K. (2004). Differentiation of self and attachment in adulthood: Relational correlates of effortful control. Contemporary Family Therapy, 26(3), 337–357. https://doi.org/10.1023/B:COFT.0000037919.63750.9d

Skowron, E. A., & Friedlander, M. L. (1998). The Differentiation of Self Inventory: Development and initial validation. Journal of Counseling Psychology, 45(3), 235–246. https://doi.org/10.1037/0022-0167.45.3.235

Spanier, G. B. (1976). Measuring dyadic adjustment: New scales for assessing the quality of marriage and similar dyads. Journal of Marriage and the Family, 38(1), 15–28. https://doi.org/10.2307/350547

دانلودها

گاه‌شمار انتشار

چاپ شده

شماره

نوع مقاله

مقالات

نحوه استناد به مقاله

کمالی م., هاشمی م., & جلالی د. (1404). تبیین نقش تمایزیافتگی خود در پیش‌بینی کیفیت رابطه زناشویی با میانجی‌گری تحمل ابهام، تنظیم هیجان و مرزبندی خانوادگی. پژوهش های خانواده و زوج درمانی, 1(2), 1-12. https://jfrct.com/index.php/jfrct/article/view/4