ارائه مدل زوج‌درمانی مبتنی بر ذهنی‌سازی برای بهبود درک نیت همسر، کاهش سوءتعبیر رابطه‌ای و افزایش امنیت هیجانی

نویسندگان

  • کاوه طاهری گروه روان‌شناسی کودکان استثنایی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران نویسنده
  • بهراد قاسمی گروه روان‌شناسی کودکان استثنایی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران نویسنده
  • آیدا رحیمی گروه روان‌شناسی کودکان استثنایی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران نویسنده مسئول

کلمات کلیدی:

ذهنی‌سازی, زوج‌درمانی, سوءتعبیر رابطه‌ای, امنیت هیجانی, درک نیت همسر, تحلیل مضمون

چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی کیفی از زوج‌درمانی مبتنی بر ذهنی‌سازی با تمرکز بر بهبود درک نیت همسر، کاهش سوءتعبیر رابطه‌ای و تقویت امنیت هیجانی در روابط زناشویی بود.

مواد و روش‌ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه پژوهش شامل زوج‌های ساکن شهر تهران بود که تجربه تعارض‌های تکرارشونده، سوءبرداشت از رفتار همسر و ناایمنی هیجانی در رابطه را گزارش کرده بودند. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند انجام شد و با ۲۴ مشارکت‌کننده متأهل، شامل ۱۲ زن و ۱۲ مرد، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته فردی انجام گرفت. معیار ورود شامل تأهل حداقل دو سال، زندگی مشترک در تهران، تمایل به مشارکت آگاهانه و تجربه تعارض‌های ارتباطی مبتنی بر سوءتعبیر بود. مصاحبه‌ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده‌ها پس از پیاده‌سازی، با استفاده از نرم‌افزار NVivo و بر اساس کدگذاری اولیه، سازمان‌دهی کدها، تشکیل مضمون‌های فرعی و استخراج مضمون‌های اصلی تحلیل شدند. برای افزایش اعتمادپذیری داده‌ها از بازبینی مشارکت‌کنندگان، بازبینی همتایان، یادداشت‌برداری تحلیلی و مقایسه مداوم داده‌ها استفاده شد.

یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به استخراج پنج مضمون اصلی انجامید: فروریزی ذهنی‌سازی در موقعیت‌های برانگیختگی هیجانی، نسبت‌دهی خصمانه و قطعیت در خواندن ذهن همسر، چرخه ناایمنی هیجانی و واکنش‌های دفاعی، بازسازی کنجکاوی ذهنی‌ساز در گفت‌وگوی زوجی، و تدوین مدل مرحله‌ای زوج‌درمانی مبتنی بر ذهنی‌سازی. یافته‌ها نشان داد که سوءتعبیر رابطه‌ای معمولاً زمانی تشدید می‌شود که زوجین رفتار همسر را نه به‌عنوان نشانه‌ای قابل بررسی، بلکه به‌عنوان اثبات قطعی بی‌توجهی، طرد یا بی‌محبتی تعبیر می‌کنند.

نتیجه‌گیری: مدل پیشنهادی نشان می‌دهد که زوج‌درمانی مبتنی بر ذهنی‌سازی می‌تواند از طریق کاهش قطعیت تفسیری، افزایش مکث تأملی، تنظیم برانگیختگی هیجانی و تقویت گفت‌وگوی مبتنی بر کنجکاوی، زمینه بهبود درک نیت همسر و افزایش امنیت هیجانی را فراهم کند.

دانلودها

دسترسی به دانلود اطلاعات مقدور نیست.

مراجع

Allen, J. G., Fonagy, P., & Bateman, A. W. (2008). Mentalizing in clinical practice. American Psychiatric Publishing.

Asen, E., & Fonagy, P. (2012). Mentalization-based therapeutic interventions for families. Journal of Family Therapy, 34(4), 347–370. https://doi.org/10.1111/j.1467-6427.2011.00552.x

Bateman, A. W., & Fonagy, P. (2010). Mentalization based treatment for borderline personality disorder. World Psychiatry, 9(1), 11–15. https://doi.org/10.1002/j.2051-5545.2010.tb00255.x

Bateman, A. W., & Fonagy, P. (2016). Mentalization-based treatment for personality disorders: A practical guide. Oxford University Press.

Bowlby, J. (1988). A secure base: Parent-child attachment and healthy human development. Basic Books.

Braun, V., & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative Research in Psychology, 3(2), 77–101. https://doi.org/10.1191/1478088706qp063oa

Fonagy, P., & Allison, E. (2014). The role of mentalizing and epistemic trust in the therapeutic relationship. Psychotherapy, 51(3), 372–380. https://doi.org/10.1037/a0036505

Fonagy, P., Gergely, G., Jurist, E. L., & Target, M. (2002). Affect regulation, mentalization, and the development of the self. Other Press.

Gottman, J. M., & Levenson, R. W. (2000). The timing of divorce: Predicting when a couple will divorce over a 14-year period. Journal of Marriage and Family, 62(3), 737–745. https://doi.org/10.1111/j.1741-3737.2000.00737.x

Hertzmann, L., & Nyberg, V. (2018). A partnership of two therapeutic models: The development of mentalization based treatment—couple therapy (MBT-CT) within a psychoanalytic framework. Couple and Family Psychoanalysis, 8(1), 23–37.

Johnson, S. M. (2004). The practice of emotionally focused couple therapy: Creating connection (2nd ed.). Brunner-Routledge.

Johnson, S. M. (2007). The contribution of emotionally focused couples therapy. Journal of Contemporary Psychotherapy, 37, 47–52. https://doi.org/10.1007/s10879-006-9034-9

Lincoln, Y. S., & Guba, E. G. (1985). Naturalistic inquiry. Sage.

Luyten, P., Campbell, C., Allison, E., & Fonagy, P. (2020). The mentalizing approach to psychopathology: State of the art and future directions. Annual Review of Clinical Psychology, 16, 297–325. https://doi.org/10.1146/annurev-clinpsy-071919-015355

Mikulincer, M., & Shaver, P. R. (2016). Attachment in adulthood: Structure, dynamics, and change (2nd ed.). Guilford Press.

Nowell, L. S., Norris, J. M., White, D. E., & Moules, N. J. (2017). Thematic analysis: Striving to meet the trustworthiness criteria. International Journal of Qualitative Methods, 16(1), 1–13. https://doi.org/10.1177/1609406917733847

Tong, A., Sainsbury, P., & Craig, J. (2007). Consolidated criteria for reporting qualitative research: A 32-item checklist for interviews and focus groups. International Journal for Quality in Health Care, 19(6), 349–357. https://doi.org/10.1093/intqhc/mzm042

Wiebe, S. A., & Johnson, S. M. (2016). A review of the research in emotionally focused therapy for couples. Family Process, 55(3), 390–407. https://doi.org/10.1111/famp.12229

دانلودها

گاه‌شمار انتشار

چاپ شده

شماره

نوع مقاله

مقالات

نحوه استناد به مقاله

طاهری ک., قاسمی ب., & رحیمی آ. (1405). ارائه مدل زوج‌درمانی مبتنی بر ذهنی‌سازی برای بهبود درک نیت همسر، کاهش سوءتعبیر رابطه‌ای و افزایش امنیت هیجانی. پژوهش های خانواده و زوج درمانی, 2(1), 14-25. https://jfrct.com/index.php/jfrct/article/view/57